لحظه های اکسیری

همیشه حرفایی هست که هرجایی نمیشه زد

یک آرزوی کوچک

چقدر سخته چند ضلعی بودن ، اون هم چند ضلعی منظم !!!!!

هم باید چند ضلعی باشی هم منظم ،

تازه ، باید مراقب باشی گوشه هات خطی بر دلی نیاندازد

چقدر راحتند اونهایی که خطند

راه خودشون رو می روند ، کاری به کار هیچ کس هم ندارند

و دایره ها !  هر روز تکرار همان دیروز حول یک محور !

و من ای کاش می توانستم ، یک قطعه ! فقط یک قطعه از پازل باشم

دور از همه شکلها

اگر همه همین آروزی کوچک را داشتند

با هم چه شکلها که نمی ساختیم

  
نویسنده : نیکی ; ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸