لحظه های اکسیری

همیشه حرفایی هست که هرجایی نمیشه زد

شوی لباس کودک

همیشه عاشق تجربه های نو و جدید بودم ! تجربه های دست اولی که با روحیه و حس و حالم سازگاری داشته باشند و یه جورایی بتونه چیزی بهم اضافه کنه !

دو هفته گذشته دقیقن چنین تجربه ای داشتم :    اجرای شوی کودک

کاری که از ابتدایی ترین مراحل کاملا روشمند و هنرمندانه پی ریزی شد و تا مرحله اجرا تمام تلاش و هم وغم بچه های گروه انجام کاری هنرمندانه و علمی بود .

با وجودیکه می شه گفت همه مراحل کار رضایت نسبی امون رو جلب کرد اما تنها بخشی که حداقل رضایت من رو برآورده کرد استقبال از کار بود اونهم فقط از طرف کسانی که کارت دعوت دریافت نکرده بودند ( چرا که طراحی کارت به گونه ای کشش عجیبی داشت )

اما یکی از دلایل و شاید بشه گفت مهمترین دلیل اینکه عده ای به خودشون زحمت ندادند تا از نمایشگاه  دیدن کنند بی اعتمادی مردم نسبت به کار ایرانی و صد البته بی اعتمادی نسبت به عناوین هست :

متاسفانه این روزها گوشه و کنار تهران رو که می گردی عناوین  70% تبلیغات ، شوی لباسه  : شوی لباس ترک ،

شوی لباس تایلندی و .....

خلاصه هزار و یک شو که وقتی سری بهشون می زنی چیزی نیست جز یکی دو رگال وانبوهی لباس بی نظم  اویخته به آنها !

شاید چندین جعبه کفش روی زمین و کیف های پراکنده روی میز و این طرف و انطرف .

خوب با این دید چه انتظاری می شه داشت !؟   یه شوی لباس دیگه !!!!؟؟؟؟

و چقدر تاسف داره که این قارچ هایی که هر روز از گوشه ای سر بیرون میارن باعث بی اعتمادی مردم و لطمه به هنرمندان تازه کاری می شه که می خواهند برای اولین بار کارشون رو به معرض دید عموم بگذارند

ونتیجه تمام تلاش های هنرمندانه شان به همین راحتی کم قدر می شه

 با همه اینها باز هم خوشحالم چون اونهایی که امدند و کارها رو دیدند چنان هیجان زده و راضی بودندکه جایی برای کدورت نگذاره

 

این تجربه اونقدر جالب بود که هر لحظه اش ساعت ها حرف داره پس تا حرف های بعدی که مسلما خوندنی ترند

منتظرم باشید

اولین عکس رو از کارهای خودم که یکی از کارهای خلاقانه برند نو پای قیچی و قرقره هست  تقدیم میکنم

  
نویسنده : نیکی ; ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸